تبليغاتX
نامه های دوستانه
گفتم جواني!خنديد
گفتم گل!خنديد
گفتم که باغ دارد نقش و نگار!خنديد
گفتم شکوفه! خنديد
گفتم بنفشه رويِِِــيد  به به چه بوي خوبي!    خنديدوبازخنديد
گفتم که خنده خوبست اما جواب من نيست؟
حرف من از بهار است خنديدن تو از چيست؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 14 آذر1385ساعت 18:17 توسط یه دوست |

سلام
اين نامه را برايتان مي نويسم تا با دريافت دومين نامه،روزتان نور باران شود


(چقدر از خود راضي ام)

آنقدر  ذهنم آشفته وفکرم پريشان است که نمي دانم چه بنويسم
 

راستش را بخواهي نمي دانم چرا زندگيم اين طور شده؟
سعي مي کنم گرهي اززندگيم باز کنم،يک گره ديگه مي افتد توي اين کلاف سردرگم.

کاش همان قدر که شما مرا دوست داريد،خدا هم مرادوست  مي داشت.آن وقت شايد آرامش قلبم رابازمي يافتم که بزرگترين نعمت توي  زندگي هرآدم است.

دفتر که برايم نخريديدمجبور شدم باز هم توي اين کاغذهاي کوچولوبنويسم.چرا.قول مي دهيدعمل نمي کنيد؟

من دلم آب شد بس که منتظر ماندم.(اين تکه اش شوخي بود البته)

البته من اصرار نمي کنم دوست داريد بخريد.من نمي توانم کاري بکنم.مي شه خواهش کنم يک ذره منودعاکنيد.ممنون

دوستان دارم اندازه ي تمام قطره هاي باران که هنوزنباريده اندوآن بالا بالاهاتوي آسمان هستند

+ نوشته شده در دوشنبه 13 آذر1385ساعت 20:59 توسط یه دوست |

میلاد با سعادت امام رضا(ع) را به شما همه ی دوستان تبریک میگم.

دوست هر کس عقل وخرد اوست دشمن هر کس جهل ونادانی اوست.  (امام رضا ع)

 

منو هم دعا کنید.

+ نوشته شده در یکشنبه 12 آذر1385ساعت 13:50 توسط یه دوست |

سلام
من الان توی کلاس اول نشسته ام ودر مضیقه ی کامل(ازنظریک برگ کاغذ)قرار دارم. هرکدام از این بچه هاسخت وز وزمی کنند ومن آرزومندجرعه ای خوابم.
چون دیشب دیر خوابیدم.

 کارت پستالتان بسیارزیبابودوبچه هااز دیدن آن نزدیک بود جانشان درآید(البته بی ادبی نشود) بینهایت ممنون از لطفتان.
قربان روی ماهتان.
از توی کلاس اول(ب)مدرسه ی  .....می بوسمتان.

+ نوشته شده در شنبه 11 آذر1385ساعت 23:17 توسط یه دوست |

 
----------------------------- http://chaparist.com/ccw/redirect.asp?redi=ctn402.jpg