به زیبایی تمام ستاره ها در روز آفتابی سلام
می خواستم بهتر وبیشتر برایتان بنویسم.
این چند روز گرفتار جشن این پروانه های کوچک بودم ومشغولیات ذهنی ام فراوان بود. انگار خداوند آرامش را از من گرفته است وپریشانی وسردر گمی را به من ارزانی داشته است سخت محتاج دعایم
متن جالبی از یکی از دوستانم به دستم رسید گفتم بد نیست شما هم بخونید:
آورده اند که...؟
دوش از آسمان اندک سیلی فرو باریدن همی گرفتی وچنان شدت بیافتی که بعد از ساعتی تمامی جوی های راآب پرکردندی واز آنجا که جوی ها را پر از آشغال بودندی آب را جریان همی نرفتی وآب به معابر بیامدی وهمه جا را بگرفتی وبه سبب آنکه اداره جات امنیه و نظمیه و مخابرات وشهر نداری وآب و فاضلاب و...... کوچه وخیابان ها را جهت رفاه حال هرچه بیشتر شهروندان همی بکندنی و دوباره مرمت نکردندی وبه روز باران همه جارا آب و گل بگرفتی وزمانی که شیخ حاجت خیابان گردی و ویراژ رفتن بکردندی وبا استر چهار چرخ خود خیابان ها راگز همی کردندی، هر آنچه آب در این چاله های شهر- که مظهر پیشرفت وتمدن گرایی وتجدد ونو گرایی وزحمات بسیار اداره جات مذکوربوده - بودندی به عابران بخت برگشته همی ریختی وبه این جهت کسب و کار، کار خانه جات پودر لباسشویی و اداره ی برق وآب پر رونق گشتندی همه دعا به جان شهر نداری بکردندی که به موجب شرایط ساخته به روز باران کسب وکار مردم را پر رونق ساختندی و از این طریق در زمینه های اقتصادی پیشرفت حاصل بیامدندی وبدین وسیله جبار غربی بر ما همی رشک به ورزیدندی که ما در زمینه های اقتصادی پیشرفت کردندی و آن اکابر همی برفتندی و کوچه و خیابان بکندندی و همی خواستندی که پیشرفت حاصل آید اما چون در جامعه امر به معروف ونهی از منکر نمی کردندی حاجت روا نشدندی
پ.ن:حالا هرکی مرد بگه نتیجه ی اخلاقی این مطلب چی بود؟!...
دست خطی از نعیمه جان